پرهام: به نظرت چرا اینجوری شد؟
فرهاد: نمی دونم به خدا، منم خیلی گیج شدم، فکر میکنم که خواب دارم می بینم.
پرهام: آخه من که هر چی خواست براش فراهم می کردم، از نظر مالی که مشکلی نداشتم، پس چرا (هق هق کردن...)
فرهاد: راستش دوست داشتم همه اینها یه خواب بود، واقعا برات ناراحتم،
پرهام: تو بگو، آخه من که اینهمه پول دارم، ثروت دارم، تحصیلات هم دارم، از نظر زیبایی و تیپ هم که خوب هستم چرا مژگان با من این کار رو کرد؟ چرا آبروم را برد؟
فرهاد: حالا اتفاقی که افتاده، کاریش هم نمیشه بکنی، بیا بریم سر کلاس،

بعد از کلاس دانشگاه

پرهام: همش تقصیر من بود، حالا می فهمم که چرا مژگان به من خیانت کرد و رابطه پنهانی با اون مردیکه داشت.
فرهاد : چرا بی عفتی اون را به گردن خودت می گیری،؟ تو که همه کاری براش می کردی؟
پرهام: آره اون بی عفتی کرد و باید هم روز قیامت جوابگو باشه ولی مگه نشنیدی حاج آقا مرادی توی کلاس اون حدیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) را گفت، که فرمود: (( بهترین زنان شما آنهایی هستند که در برابر همسرانشان تبرج و خودنمایی دارند ))
 1
 من به خودم و زنم خیلی خیلی بد کردم، اون اهل آرایش در خارج از منزل نبود، و سعی می کرد لباسهایی بپوشه که بدن نما و جلب کننده نباشه،
 ولی من اینقدر بهش گفتم که تو بی کلاسی، باعث آبرو ریزی میشی، اون هم به خاطر من بیرون از خونه آرایش می کرد، به طوری که هر کس اون را می دید چشماش از حدقه بیرون میزد، چون خیلی زیبا بود،
همین امر هم باعث جذب دیگران به اون شد،
 
وای برمن که علّتی برای هرزگی زنم شدم و وای بر اون که به دنبال این هرزگی رفت، کاش به جای اسرار کردن بر آرایش بیرون منزل، اسرار می کردم که فقط و فقط برای من آرایش و خودنمایی کنه...

====================

1. کافی ج 5 ص326
برگرفته شده از وبلاگ حجاب و عفاف





طبقه بندی: حجاب،  مطالب دوستان،  زن از دیدگاه بزرگان اسلام،  حکایت و داستان،  زنان و اجتماع،  زنان و خانواده،  زن در اسلام،  دختر ایرانی،  بانوان نمونه، 
برچسب ها: جایی که بی حجابی واجب الهی می شود، بی حجابی واجب الهی می شود، بی حجابی، حجاب، حجاب و عفاف، زن و مرد، بهترین زنان شما آنهایی هستند که در برابر همسرانشان تبرج و خودنمایی دارند،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 توسط عمّار


به شما چه کسی دستور داده که جلوی اینان را بگیرید؟(1)....
به شما چه کسی دستور داده که جلوی ما را بگیرید؟....
به ما رییس مان رضا شاه دستور داده!
خوب به ما هم رئیس مان دستور داده!
رئیس شما کیست؟ رئیس ما حجت ابن الحسن العسگری (عج) است.
مرد که هنوز کمی از مسلمانی در وجودش باقی مانده بود خجالت کشید و سرش را زیر انداخت و رفت.


این مقداری از گفتگوی بین آیت الله بافقی(ره) و افسر رضا شاه بود. رضا شاهی که در این روزها شاهد از بین رفتن حکومت 50 ساله خود و پسرش هستیم؛
رضا شاه قلدری که هنوز بعضی از مادر بزرگ های ما از ظلم او آه می کشند؛ و مردانی که هنوز با به یاد آوردن آن روزها، که در بین نامحرمان حجاب از سر ناموسشان می کشیدند عصبانی می شوند؛ و هنوز هم بعد از این همه وقت دوست ندارند دوباره وقایع آن روزها بازگو شود و یکی از سخت ترین روزهای عمرشان به حساب می آید.

واقعا چقدر سخت بود، آن لحظه که یک زن که گوهر وجود خودش را سالها حفظ کرده بود، و از اهلبیت علیهم السلام  الگو گرفته بود؛ و به حکم قاطع خداوند عمل می کرد،و بهترین و کاملترین حجاب را برای خود برگزیده بود به زور چند مرد قلدر در مقابل همسر و فرزندانش حجاب از سرش کشیده می شد؛

و چه زنانی بودند که به خاطر نگه داشتن حجاب و عفت وجودشان تا پای مرگ پیش می رفتند؛ و چه بانوانی که سالها از منزل بیرون نیامدند مبادا که نامحرمی وجود آنان را ببیند.


ای کاش ما هم که خود را مسلمان می دانیم، اگر کسی به خاطر داشتن حجاب به ما و به ناموس ما گیر داد، بگوییم: که ما از چه کسی پیروی می کنیم بگوییم که ما از آقایمان حجت ابن الحسن پیروی می کنیم و به او هم گوشزد کنیم، که تو فقط از یک انسان بی هویت غربی پیروی می کنی، در حالی که ممکن است در وجودت عشق به حضرت زهرا سلام الله علیها  را بپرورانی ولی به خاطر حرف های انسان هایی که بوی خوش حجاب را هنوز استشمام نکرداند و شیرینی آن را نمی دانند خودت را از این نعمت زیبای الهی بی بهره می کنی.


========================
(1)در سال 1306خانواده رضا شاه به اتفاق عده زیادی از زنان درباری با پوشش غیر مرسوم به حرم حضرت فاطمه معصومه علیها السلام رفته بودند که مورد انتقاد این عالم وارسته قرار گرفتند.که در اثر این انتقاد رضا شاه و همراهانش با کفش وارد حرم شدند و با چوب دستی و شمشیر به ضرب و شتم خدام و این عالم پرداختند.بر گرفته از کتاب حکایت کشف حجاب.

برگرفته از وبلاگ حجاب و عفاف








طبقه بندی: حجاب،  مطالب دوستان،  سخن آزاد،  بانوان نمونه،  دختر ایرانی،  زن در اسلام،  حکایت و داستان، 
برچسب ها: رئیس ما حجت ابن الحسن العسگری (عج)، رضا شاه، کشف حجاب رضا شاهپ،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 بهمن 1390 توسط عمّار

چگونه باید با فرزندان خود رفتار کنیم که آنها ما را به بی عدالتی و فرق گذاشتن بین هم متّهم نکنند؟

از مهمترین مسائلی که شاید باعث سرخوردگی فرزندان در خانه شود، بد رفتار کردن والدین مبنی بر اینکه بین فرزندان خود علنی فرق می گذارند.

بعضی والدین این کار خود را باعث پیشرفت فرزندان خود می دانند و می گویند که وقتی ما کودکی را مثلا به خاطر درس خوبش مورد توجه بیشتری قرار می دهیم، باعث می شود که فرزند دیگر، به خود بیاید و بهتر درس بخواند.

امّا این مسئله نه تنها در علم روانشناسی یک مطلب کاملا غلطی است بلکه در اسلام هم با این فرق گذاشتنها مخالف است و تعبیر به بی عدالتی می کند.

پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) می فرماید:« اعدلو بین اولادکم کما تحبون ان یعدلوا بینکم» (1)
(بین فرزندان خود به عدالت رفتار نمایید همان طور که دوست دارید دیگران با شما به عدالت رفتار کنند)

برای رو شن شدن این مطلب و حدیث مهم، داستانی بسیار پند آموز را در ذیل می آوریم:
زنی با دو فرزند کوچک خود وارد خانه یکی از همسران رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) شد. همسر پیامبر(صلّی الله علیه و آله) سه دانه خرما به زن داد، مادر بچه ها به هر یک از آنها یک دانه خرما داد و خرمای دیگر را نصف کرد و به هر یک نیمی از آن را داد.
وقتی پیغمبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) به منزل آمد، همسرشان جریان را برای حضرت تعریف کرد. پیامبر(صلّی الله علیه و آله) فرمود: آیا از عمل آن زن تعجب کردی؟ خداوند متعال به سبب مساوات و عدالتش او را به بهشت می برد. (2)


1. بحارالانوار ج23 ص113
2. احمد دهقان، روایتها و حکایتها، ص73





طبقه بندی: بانوان نمونه،  زن در اسلام،  زنان و خانواده،  حکایت و داستان،  سوالات و شبهات، 
برچسب ها: عدالت والدین نسبت به فرزندان، عدالت، والدین و فرزندان، عدالت والدین، چگونه باید با فرزندان خود رفتار کنیم که آنها ما را به بی عدالتی و فرق گذاشتن بین هم متّهم نکنند؟، اعدلو بین اولادکم کما تحبون ان یعدلوا بینکم، به عدالت رفتار نمایید، داستان، حکایت تاریخی، داستانی از پیامبر(ص)،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 دی 1390 توسط عمّار

 

یکی از مهمترین حوادث عاشورا اسارت اهلبیت امام حسین (علیهم السلام) به دست لشکر یزید(لعنت الله علیه) بود.

در زبان عربی " أَسَرَ " به معنای اسیر شدن و در بند قرار گرفتن است. (1) اما یک نکته قابل توجه این است که انسان دارای دو بعد جسم و روح می باشد، که هر دوی آنها در زندگی بشری نقش پرّنگی دارند.

در جریان اسارت حضرت زینب (سلام الله علیها) چه چیزی در بند افتاد و اسیر شد؟
آیا حضرت زینب (سلام الله علیها) و اهلبیت امام حسین (علیهم السلام) در بند و اسارت بودند؟

اگر از دیدگاه ظاهری و مادی که همان جسم است نگاه کنیم، آنها اسیر شدند و در بند یزیدیان قرار گرفتند.

اما آیا انسان تنها جسم دارد؟ که ما بگوییم کاروان زینب(سلام الله علیها) به اسارت کشیده شدند؟
نه، اینگونه نمی توانیم بگوییم، زیرا ما شیعیان معتقدیم که هر انسانی غیر از جسم دارای روح می باشد، اهلبیت امام حسین (علیهم السلام) هیچگاه روحشان در اسارت یزیدیان نبوده است، این مطلب در برخورد حضرت زینب(سلام الله علیها) با یزیدیان و خطابه محکم ایشان، تجلّی فراوانی دارد، که به گوشه ای از آن اشاره می کنیم.

حضرت زینب(سلام الله علیها) پس از ورود به شام و حضور در مجلس یزید با سخنان علی گونه اش چنان یزید را رسوا کرد و او را به گریه واداشت که توان پاسخگویی از او سلب شد.

ایشان در مجلس شام خطاب به یزید کرده و فرمودند:« افسوس که ناچار به گفتگو با تو هستم و گرنه من تو را کوچکتر و حقیرتر از این می دانم که با تو سخن گویم...قسم به خدا که جز از خدا ترسی ندارم و جز به او نزد کسی شکایت نمی برم... هر مکر و خدعه ای داری به کارگیر و هر تلاشی داری بکن و هر چه می توانی با ما دشمنی نما، ولی بدان، به خدا سوگند نمی توانی یاد ما را محو کنی و ذکر اهلبیت(علیهم السلام) را از بین ببری.»

آن گاه سخنان کوتاهی ردّ و بدل می شود وپس از این که تمام حضّار با شگفتی و تعجّب، این همه شجاعت را ملاحظه می کنند، حضرت زینب(سلام الله علیها) خطبه اش را شروع می کنند.

یزید پس از شنیدن این سخنان،که چون نیزه ای بر قلبش وارد شده بود، از وحشت و تأثر بر خود می لرزید و توانایی پاسخ گفتن نداشت. از روی ناچاری و ترس رویش را از زینب(سلام الله علیها) برگرداند. (2)

حال با این اوصاف سوال اساسی این است، که زینب(سلام الله علیها) اسیر یزید بود یا یزید اسیر زینب(سلام الله علیها) بود؟

در این مقاله هر چند کاملا به این موضوع نپرداختیم، امّا "تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل"

این بود بخشی از زندگی سراسر الگوی زینب کبری(سلام الله علیها) که با روح بلند خود به تمام بشریت نشان داد که هر کس با خدا معامله کند، هیچگاه در بند و اسیر نخواهد بود و تنها کسانی در بند و اسیر هستند که خدا را فراموش کنند.

با خدا باش و پادشاهی کن
بی خدا باش و هر چه خواهی کن

*شادی روح زینب کبری(سلام الله علیها) صلوات* 



1. فرهنگ معاصر عربی فارسی/قیّم
2. الطبقات ابن سعد ج5 ص212 ج8 صص463 و 465





طبقه بندی: بانوان نمونه،  دختر ایرانی،  زن در اسلام،  زنان و اجتماع،  حکایت و داستان،  مناسبتهای ویژه،  سوالات و شبهات،  زنان و اهل بیت(علیهم السلام)، 
برچسب ها: یزید(لعنت الله علیه) در اسارت زینب(سلام الله علیها)، یزید در اسارت زینب، اسارت، اسیری کاروان زینب، اسیری در لغت، اسارت حضرت زینب (سلام الله علیها)، آیا انسان تنها جسم دارد؟، خطبه حضرت زینب، بخشی از زندگی سراسر الگوی زینب کبری(سلام الله علیها)، شادی روح زینب کبری(سلام الله علیها) صلوات، سوال اساسی، زینب(سلام الله علیها) اسیر یزید بود یا یزید اسیر زینب(سلام الله علیها) بود؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 آذر 1390 توسط عمّار

سالروز ازدواج امیرالمومنین(علیه السلام) و حضرت فاطمه(علیها السلام) را به تمام دختران و زنان ایران تبریک می گوییم.

در سال (2 ه ق) آقا و سرور ما خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله)، امیرالمومنین (علیه السلام) را به سیده نساء عالمیان فاطمه زهرا بتول عذراء (علیها السلام) تزویج فرمود. (1)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: « اگر خداوند متعال امیرالمومنین (علیه السلام) را خلق نمی کرد، در تمام زمین انسانی که کفو و شایسته همسری با حضرت فاطمه (علیها السلام) باشد یافت نمی شد» (2)

این سخن امام صادق (علیه السلام) غیر از اینکه مقام و منزلت علی (علیه السلام) و فاطمه زهرا(علیها السلام) را بیان می کند، درسی برای تمام کسانی است که می خواهند ازدواج کنند و به دنبال همسر خوب و مناسب هستند.

یکی از شرایط مهم برای تشکیل یک خانواده خوب، هم کفوی مرد و زن می باشد و این امر آنقدر مهم است که قرآن کریم هم در مورد آن می فرماید: « وَ الطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبینَ » (زنان پاک لایق مردان پاکند ) (3)

کفو بودن یعنی شبیه بودن واین به معنای این است که زوجین غیر از اینکه در ظاهر همتای یکدیگرند در باطن، که همان دینداری و عقیده است باید آینه هم باشند. علی و فاطمه کفو هم بودند؛ هردوی آنها مقام عصمت داشتند و در دین داری آینه ای به تمام معنا برای هم بودند.

البته این امر دلیلی برای سختگیری و  شرایط  عجیب و غریب برای انتخاب همسر نباید باشد، بلکه منظور این است که هیچ گاه در هیچ شرایطی نباید خدا را فراموش کرد و به خاطر  زیبایی شخص، دست از دین خودمان برداریم، به فرض اینکه او عقاید الهی ما را دوست ندارد، مثلا پسر به دختر می گوید اگر می خواهی با من ازدواج کنی باید حجاب نداشته باشی و نما ز نخوانی.


1. بحار الانوار ج43 ص 37 / تتمة المنتهی ص137 / بشارة المصطفی ص 267
2. امالی شیخ طوسی ج1 ص29 و42 
3. سوره نور آیه 26





طبقه بندی: بانوان نمونه،  دختر ایرانی،  زن در اسلام،  زنان و خانواده،  زنان و اجتماع،  حکایت و داستان،  مناسبتهای ویژه،  زن از دیدگاه قرآن،  ازدواج دختران جوان،  زنان و اهل بیت(علیهم السلام)، 
برچسب ها: به مناسبت سالروز ازدواج امیرالمومنین(علیه السلام) و حضرت فاطمه(علیها السلام)، سالروز ازدواج امیرالمومنین(علیه السلام) و حضرت فاطمه(علیها السلام)، ازدواج امیرالمومنین(علیه السلام) و حضرت فاطمه(علیها السلام)، حضرت فاطمه(علیها السلام)، کفو بودن، در تمام زمین انسانی که کفو و شایسته همسری با حضرت فاطمه (علیها السلام) باشد یافت نمی شد، امیرالمومنین (علیه السلام)، ازدواج حضرت علی(ع)، ازدواج حضرت زهرا(س)،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 آبان 1390 توسط عمّار
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3